X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : شنبه 5 دی 1394 | 11:51 | نویسنده : خاکی

سبب دوستی و محبت علی در دلها چیست؟.

 

رمز محبت را هنوز کسی کشف نکرده است؛ یعنی نمی توان آنرا فرموله کرد و گفت اگر چنین شد چنان می شود و اگر چنان شد چنین، ولی البته رمزی دارد. چیزی در محبوب هست که برای محب از نظر زیبایی خیره کننده است و او را به سوی خود می کشد.   جاذبه و محبت در درجات بالا «عشق» نامیده می شود. علی محبوب دلها و معشوق انسانهاست، چرا؟ و در چه جهت؟ فوق العادگی علی در چیست که عشقها را برانگیخته و دلها را به خود شیفته ساخته و رنگ حیات جاودانی گرفته است و برای همیشه زنده است؟ چرا دلها همه خود را با او آشنا می بینند و اصلاً او را مرده احساس نمی کنند بلکه زنده می یابند؟.    مسلماً ملاک دوستی او جسم او نیست، زیرا جسم او اکنون در بین ما نیست و ما آن را احساس نکرده ایم. و باز محبت علی از نوع قهرماندوستی که در همه ی ملتها وجود دارد نیست. هم اشتباه است که بگوییم محبت علی از راه محبت فضیلتهای اخلاقی و انسانی است و حب علی حب انسانیت است. درست است علی مظهر انسان کامل بود و درست است که انسان نمونه های عالی انسانیت را دوست می دارد اما اگر علی همه ی این فضایل انسانی را که داشت می داشت: آن حکمت و آن علم، آن فداکاریها و از خودگذشتگی ها، آن تواضع و فروتنی، آن ادب، آن مهربانی و عطوفت، آن ضعیف [نوازی ] ، آن عدالت، آن آزادگی و آزادیخواهی، آن احترام به انسان، آن ایثار، آن شجاعت، آن مروّت و مردانگی نسبت به دشمن، و به قول مولوی:   در شجاعت شیر ربّانیستی در مروت خود که داند کیستی؟  آن سخا و جود و کرم و. . . اگر علی همه ی اینها را که داشت می داشت اما رنگ الهی نمی داشت، مسلماً این قدر که امروز عاطفه انگیز و محبت خیز است نبود.   علی از آن نظر محبوب است که پیوند الهی دارد. دلهای ما به طور ناخودآگاه در اعماق خویش با حق سر و سرّ و پیوستگی دارد، و چون علی را آیت بزرگ حق و مظهر صفات حق می یابند به او عشق می ورزند. در حقیقت پشتوانه ی عشق علی پیوند جانها با حضرت حق است که برای همیشه در فطرتها نهاده شده، و چون فطرتها جاودانی است مهر علی نیز جاودان است.   نقطه های روشن در وجود علی بسیار است اما آنچه برای همیشه او را درخشنده و تابان قرار داده است ایمان و اخلاص اوست و آن است که به وی جذبه ی الهی داده است.   سوده ی همدانی، بانوی فداکار و دلباخته ی علی، در مقابل معاویه بر علی درود فرستاد و در وصفش گفت:   صَلَّی الْاِلهُ عَلی روحٍ تَضَمَّنَها قَبْرٌ فَاَصْبَحَ فیهِ الْعَدْلُ مَدْفونا قَدْ حالَفَ الْحَقَّ لا یَبْغی بِهِ بَدَلا فَصارَ بِالْحَقِّ وَ الْایمانِ مَقْرونا  درود خداوند بر روانی باد که او را خاک بر گرفت و عدل نیز با وی مدفون گشت.   با حق پیمان بسته بود که به جای آن بدلی نگزیند، پس با حق و با ایمان مقرون گشته بود.   صعصعة بن صَوْحان عبدی نیز یکی دیگر از دلباختگان علی بود؛ از کسانی بود که در آن دل شب در مراسم دفن علی با عده ی معدودی شرکت کرد. پس از آنکه حضرت را دفن کردند و بدنش را خاک پوشانید، صعصعه یک دست خویش را بر قلبش نهاد و با دست دیگر خاک بر سر پاشید و گفت:   «مرگ گوارایت باد! که مولدت پاک بود و شکیبایی ات نیرومند و جهادت بزرگ. بر اندیشه ات دست یافتی و تجارتت سودمند گشت.   بر آفریننده ات نازل گشتی و او تو را با خوشی پذیرفت و ملائکش به گردت درآمدند. در همسایگی پیغمبر جایگزین گشتی و خداوند تو را در قرب خویش جای داد و به درجه ی برادرت مصطفی رسیدی و از کاسه ی لبریزش آشامیدی.   از خدا می خواهیم که از تو پیروی کنیم و به روشهایت عمل کنیم، دوستانت را دوست بداریم و دشمنانت را دشمن بداریم و در جرگه ی دوستانت محشور گردیم.   دریافتی آنچه را دیگران درنیافتند و رسیدی به آنچه دیگران نرسیدند. در پیشگاه برادرت پیغمبر جهاد کردی و به دین خدا آنچنانکه شایسته بود قیام کردی تا سنتها را بر پا داشتی و آشوبها را اصلاح نمودی و اسلام و ایمان منظم گشت. بر تو باد بهترین درودها! .   به وسیله ی تو پشت مؤمنان محکم شد و راهها روشن گشت و سنتها بپا ایستاد. احدی فضایل و سجایای تو را در خود جمع نکرد. ندای پیغمبر را جواب گفتی. به اجابتش بر دیگران پیشی گرفتی. به یاری اش شتافتی و با جان خویش حفظش کردی. با شمشیر ذوالفقار در مراحل ترس و وحشت حمله بردی و پشت ستمگران را شکستی. بنیانهای شرک و پستی را در هم فرو ریختی و گمراهان را در خاک و خون کشیدی. پس گوارایت بادای امیرمؤمنان! .  نزدیکترین مردم بودی به پیغمبر. اول کسی بودی که به اسلام گرویدی. از یقین لبریز و در دل محکم و از همه فداکارتر [بودی ] و نصیبت از خیر بیشتر بود. خداوند ما را از اجر مصیبتت محروم نکند و پس از تو ما را خوار نگرداند.   به خدا سوگند که زندگی ات کلید خیر بود و قفل شر، و مرگت کلید هر شری است و قفل هر خیری. اگر مردم از تو پذیرفته بودند، از آسمان و زمین نعمتها برایشان می بارید اما آنان دنیا را بر آخرت برگزیدند. »[1] آری، دنیا را برگزیدند و در مقابل عدل و عدم انعطاف علی تاب نیاوردند و عاقبت دست جمودها و رکودها از آستین مردمی بدر آمد و علی را شهید کرد.   علی علیه السلام در داشتن دوستان و محبانِ سر از پا نشناخته که در راه ولاء و محبت او سر دادند و بر سردار رفتند، بی نظیر است. تاریخچه های شگفت و جالب و حیرت انگیز آنها صفحات تاریخ اسلام را مفتخر ساخته است. دست جنایت ناپاکانی از قبیل زیادبن ابیه و پسرش عبیداللّه و حجّاج بن یوسف و متوکل و در رأس همه ی اینها معاویة بن ابی سفیان به خون این زبده های انسانیت تا مرفق آلوده است.


[1] بحارالانوار ، ج /42ص 295 و 296، چاپ جدید.